اعتراف پان فارسها به کشته شدن کوروش کبير بدست فرمانرواي آذربايجان (تومرس) درهفته نامه ايران استار

 

ائو صحیفه سی


خبر 35000000  ايران استار بزرگترين هفته نامه ايرانيان مقيم کاناداست که در صفحه 30-31 شماره 625خوددر مقاله اي تحت عنوان " قتل کوروش کبيرپس از29 سال فرمانروايي" کشته شدن کوروش را بدست فرمانرواي آذربايجاني اعتراف کرده است اين در حالي است که بعضي از دروغ پردازان تاريخ ايران در بعضي از سايتها و نوشته هاي خود نوشته اي را از کوروش ياد مي کنند (کوروش بزرگ: فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و موميايي به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ايران را تشکيل دهد)حال با توجه به مقاله نوشته شده مي توانيد به واقعيت و دروغ پردازي پان فارسها پي ببريد.

کوروش پس از فتح بابل ، بر آن شد با توسل به نيروي نظامي اش که فوق العاده نيرومند بود و تاکنون شکستي را تجربه نکرده بود، ماساژت را نيز مغلوب کند. ماساژت ها در شمال شرق ايران(آذررايجان) در کرانه رود آراکس(آراز) در همسايگي قوم ايسه دونر زندگي مي کردند. مساژت ها(آذربايجانيها) بسيار ماجراجو بودند. کوروش به دلائل متعدد به سرزمين ماساژات ها لشکر کشي کرد او انگيزه هاي گوناگوني براي سرکوب اين قوم داشته است . يکي پيشينه او بود.او باور داشت که بيش از يک انسان است . و بيش از همه شانس با او بوده است و در همه جنگ ها با موفقيت به اهداف خود دست يافته است . گفتي است که کوروش عليه هر مللتي اراده به لشکر کشي مي کرد ، انصراف او چنين تصميي ناممکن بود و کسي نمي توانست او را از انجان اين تصميم باز دارد . حمله به ماساژت ها(آذربايجان)زماني صورد گرفت که فرمانرواي ماساژتها (آذربايجانيها) فوت کرده بود و همسر او که زني به نام مومي ريس (تومروس) بود بر آنها حکومت مي کرد به روايت هرودوت کوروش فرستاده اي را نزد اين زن فرستاد و از او خواستگاري کرده ، تومروس گمان مي کرد که کوروش از او خواستگاري نگرده است ، بلکه مي خواهد سرزمين آذربايجان را تصاحب کند و بر اين اساس به کوروش پاسخ منفي داد. وقتي درخواست کوروش توسط تومروس پذيرفته نشد ، عليه ماساژت ها لشکر کشي کرد.تومروس براي کوروش پيغام فرستاد که به سرزمين خود باز گردد و فکر حمله به سرزمين آنها رااز سر خود بيرون کند . کوروش پس از مذاکره با صاحب منصبان به اين نتيچه رسيد که در سرزمين ماساژت ها يعني سرزمين تومروس با آنان روبه رو شود. در جنگي که صورت گرفت پسر تومروس اسير شد و تومرس از کوروش درخواست کرد که پسرش را آزاد کند و به محض اينکه کوروش او را آزاد کرد ، پسرش خود کشي کرد.و تومرس از آن همه نيروهاي چنگچوي آذربايجاني راگرد آورد و به مقابله با کوروش فرستاد.مانند اين کشتار تاکنون در ميان بربرها(غيريوناني)سابقه نداشته است . جريان اين کشتار به اين صورت بود که نخست طرفين از دور با کمان به سوي يکديگر به نبرد پرداختند و کاملا به يکديگر نزديک شدند.با يان که طرفين زمان درازي با يکديگر جنگيدند، هيچ کدام از طرفين فرار اختيار نکردند،در پايان اين چنگ ماساژت(آذربايجاني)ها پيروز شدند. بخش عظيمي از سپاه پارسيان نابود شدند ودر حين اين جنگ کوروش نيز کشته شد؛ پس از آن که بيست و نه سال پادشاه بود. تومروس مشکي را پر ازخون انسان ها کرد و از ميان اجساد کشته شدگان پارسي،جسد کوروش را يافت و سر اورا در اين مشک فرو برد و با لحني سرزنش آميز چنين گفت:تو پسر مرا از من گرفتي ،از من که هنوز زنده ام و بر تو پيروز شدم .من دستور دادم که تو را با خون سيراب کنند . مرگ کوروش را طبق مدرکي که در دست است ؛ در سال 529 پيش از ميلاد مي مدانند . پيکر او را به پاسارگاد بردند و به دخمه سپردند و مقبره او تا اين زمان در آنچا برپاست. تلاش و هوشياري و مقاومت کوروش در طي حکومت 30ساله اش شالوده حکومتي را پي ريخت که ايران در زمان خود يکي از بزرگترين مهدهاي تمدن چهان باستان شد . رواياتي که در مورد شخصيت ، سياسيت ، جهانگردي و بر خود کوروش با ملل مغلوب شده است ، او را بصورت چهره اي افسانه اي در تاريخ ثبت کرده است .

منابع:

 1- خداداديان ، اردشير، تاريخ ايران باستان(هخامنشي ها)، مچموعه سوم ،نشر به ديد ، تهران 1378

2-مشکور،محمد جواد،ايران در عهد باستان(در تاريخ اقوام و پادشاهان پيش از اسلام) انتشارات اشرفي،1367

 

بورا کلیک ائدین یازی پرینت اولسون